آیا خلاقیت آموزش پذیر است ؟
شما چه فکر می کنید...آیا خلاقیت آموزش پذیر است ... آن هم در معماری..؟
اگر یکی از جنبه های معماری را در خلق و ارتقای کیفیت فضای زیست انسان، حل مساله problem
solving بدانیم که در فرآیند طراحی معماری دائما در حال تصمیم سازی و تصمیم گیری برای سوالی
هستیم....پس می توانیم جایگاه "خلاقیت" را در شیوه پاسخ و نوع پاسخ به سوال بیابیم...به طوریکه چه بسا
گاه پاسخی نوین و بدیع به سوالات همیشگی را حاوی خلاقیت می دانیم....به عنوان مثال همین "خانه"- که
موضوع ضیافت نخست هم بود – یک سوال همیشگی در طول تاریخ استقرار بشر بصورت یکجانشینی بوده
اما در هر زمان و هر مکان پاسخی معمارانه به آن داده شده و در شیوه پاسخ به این سوال همیشگی، پاسخ
های خلاقانه نیز مشهود بوده است....
در واقع معماری همواره مورد سوال بوده است یا بهتر بگویم که به نظر من" معماری ذاتا سوال است."
سوالی که در هر زمان پاسخی بدیع و منطبق با روح زمان را می طلبد....اما حال بر می گردم به سوالی که در
ابتدا مطرح کردم... .آیا خلاقیت در معماری آموزش پذیر است ؟...آیا اساسا خلاقیت آموزش پذیر است ؟...بدون
شک آموزش پذیر است....اما میزان انتقال آن متناسب با شیوه های گوناگون آموزش متفاوت است...
برای توضیح مطلب مثالی می زنم: نحوه پذیرش دانشجو در مدارس معماری ایران را مرور کنید...چند دهه
ایست که دانشجویانی با سابقه تحصیل در حیطه ریاضیات پا به عرصه معماری ( و البته طراحی!) می
گذارند...ذهنی با ساختار علوم ریاضی با آنکه بسیار پویاست اما برای هر سوال همواره به دنبال فقط یک
پاسخ است که این در علم ریاضی مسلما بدیهی هم هست...!(و البته در شیوه و روش رسیدن به آن یک پاسخ
"خلاقیت" هم معنی دارد)... اما تا آنجا که من اطلاع دارم دربیشتر مدارس معماری دنیا و البته در مدارس
معماری ایران از آتلیه های اولیه با تمرین های گوناگون تلاش می شود ذهنیت دانشجو به سوی انتخاب بهترین
پاسخ از میان صدها پاسخ برای یک سوال سوق دهند که این خود پیش از همه مستلزم پرورش قدرت تخیل و
تصور بخشی از همان صدها پاسخ است... پس واضح است که تلاش می شود " خلاقیت" به شیوه بسیار
ظریفی آموزش داده شود..."چراکه اساسا خلاقیت در ذات سوال گونه معماری مستتر است و معماری هم ذات
سوال گونه بودنش را وامدار بعد هنری اش است"...
به یاد یکی از مباحث دکتر الهی قمشه ای افتادم... عنوان بحث بود " تمرین خلاقیت"...و پیشنهاد آقای دکتر به
مخاطبان این بود که برای اینکه خلاق تر شوند و خلاقیت را تمرین کنندباید هر روز به یک موسیقی خوب (با
ارزش) گوش کنند ، یک تصویر یا نقاشی خوب ببیند، یک شعر خوب بخوانند...و اینگونه خلاق تر شوند
وقتی تامل می کنم می بینم که واقعا چه روشی از این بهتر ،ساده تر و فراگیر تر!؟...اگر هر اثر هنری(دارای
ارزش) تلاش هنرمند برای ارائه بهترین و خلاقانه ترین پاسخ بوده باشد ، ذهن درتکرار رویارویی با این پاسخ
ها به تدریج به سوی تصور و تخیل پاسخ های دیگر می رود و به این ترتیب "خلاقیت" را تمرین خواهد
کرد...





